ص

مکانیسم آفرینش
گذشت شب و روز مانند موج هایی است که روی آب دریا تشکیل می شود

آیا شما برای آن موج ارزش زمانی قائلید؟ شب و روز همچنین است. پس چطور شده که بشر برای شب و روز میزان زمانی قائل شده؟ حقیقت امر آن است که آن را نسبت به عمر خویش می سنجد و میزان و معیار را گذشت ایام زندگی خود قرار می دهد.

اگر عمر خود و دیگران را در نظر نگیرد و فراموش کند دیگر چه ارزش زمانی برای گذشت شب و روز توان یافتن؟ فکر کنید و بگوئید.

دریایی است که دائما" در حال موج زدن و تغییر و تلاطم است.

پراکنده های در ظرف زمان جمع آوری شده درظرف عالم است.       میرداماد

وسعت و مدت دو قاب هستند که تمام حقایق در آن جای می گیرند و دو فرم هستند که هر چه هست در آن واقع شده است.        فلیسین شاله

فضا یک وجود مع وجود و زمان یک نظم استخلافی است.       لیبنیتز

غیر ممکن بنظر می رسد که فرم و طول زمان را نادیده گرفت بلکه چیزی است که با شعور خودنمائی می کند.آنجا که زندگی داخلی است جانشینی حالات در مدت واقع می شود، فقط باید دید فرم و فکر مدت و زمان چگونه انجام می شود.       شاله

حیوان عالی تا حدی از زمان با خبر است و سرساعت منتظر غذا و احتیاجات بدنی خود می باشد، بچه ها هم زمان را می دانند به علت اینکه در سر موعد آن منتظر غذا هستند، وقتی بزرگ شدند الفاظی مثل امروز و دیروز و شب و روز و غیره زمان را به آنها می فهماند و می توانند گذشتن زمان را درک نمایند.       شاله

فقط حس گرسنگی و تشنگی و خواب و غیره است که زمان را به بشر نشان می دهد. مریضی که این حواس او خراب شده بود ابداً زمان را درک نمی کرد جز از نگاه کردن ساعت و حتی نمی دانست که خوابیده است.         تیچنر(Titchener)

در یک خواب چند ثانیه ای شخص رؤیاهائی می بیند که خیال می کند مدت زیادی بر او گذشته است.

یک نفر تریاک خور معتاد در تحت تأثیر این سم یک شب را هزاران شب می پنداشت و یک روز را صد سال می دانست.          دوکین سی ( Dequinecey )

در این کادر نظرات و عقاید ادیان و فلاسفه و دانشمندان دیگر را مشاهده فرمایید.