119- کجا است؟

مکانیسم آفرینش

می گوئید هزار سال، ده هزار سال، یک میلیون سال، صد میلیون سال. آنقدر می گوئید که عدد تمام شود و ته کشد، باز مقداری عدد اختراع کنید تا حدی که دیگر هیچ قدرت نداشته باشید، وقتی به کلی تمام شد، و چنته عدد خالی گردید و هنگامی که عدد سالهائی را که خود وضع کرده اید به پایان رسید دیگر از شمارش عاجز ماندید بگوئید پیش از آنچه بوده است؟ اگر گفتید قبل از آن هم بوده است مطلوب حاصل است و اگر گفتید نمی دانم اظهار عجز و ناتوانی کرده وتصدیق نموده اید که نمی دانید اول دنیا چه وقت است. اگر گفتید ندانستن من دلیل بر عدم موضوع نیست گویم چه کسی می داند. هر کسی علم به آن دارد بگوید.
می گویم حالا که دیگر نتوانستید بگوئید قبول فرمائید که اول ندارد.
سپس می گویم ای عزیز هر وقت عدد دو را بگوئی ناچار باید یکی باشد که دنبال آن یک دوگفته شود، وقتی یکی در بین نبود و نتوانستی بگوئی پس به حکم اجبار دو هم نمی توانی بگوئی چه برسد به اینکه انتهائی برای آن قائل شوی. اکنون که ثابت شد اولی نیست به طریق اولی آخری هم نخواهد بود زیرا چیزی آخر دارد که اولی بر آن متصور باشد.
حالا دیدید که عالم نه اول داشت و نه آخر و همیشه بوده است و خواهد بود و زمان نتوان تصورکردن. نه اینکه تحقیقاً زمانی معین نتوان کرد بلکه فرضی هم نمی توان زمان قائل شد.