مکانیسم آفرینش

 

مکانیسم آفرینش
 
       
•    معرفی کتاب مکانیسم آفرینش
•    مکتب وحدت نوین جهانی
•    حشمت الله دولتشاهی
•    خدا چیست و کدام است 
•    روح چیست؟
•    آیا روح می میرد
•   جواب دانشمندان مادی
•   عدم تساوی در خلقت و علت حقیقی آن
•  حواس مختلفه
o       تقسیم بندی کلی حواس
•   جسم و روح و پریسپری
o        نیروی سوم
•    حدود مغز و فکر ما کدام است؟
 
 

معرفی کتاب مکانیسم آفرینش 
 
کتاب مکانیسم آفرینش جلد اول از مجموعه کتب  " مکتب وحدت نوین جهانی " است که حشمت اله دولتشاهی آن را به رشته تحریر در آورده است .
این کتاب درباره مکانیسم (جزئیات ) آفرینش صحبت می کند . 
ابتدا ذهن مخاطب را با سوال "خداچیست و کدام است ؟" درگیر کرده و سپس می خواهد از خود شناسی به خداشناسی برسد و برای تحقق این منظور به بررسی  جزئیات آفرینش انسان پرداخته واز حواس انسان سخن به میان می آورد و حواس انسان را به 21 قسمت (7حس آشکارو14 حس پنهان ) تقسیم بندی میکند.
تمرین هایی برای تقویت حواس پیشنهاد میدهد .
 به بررسی روح پرداخته و تفاوت میان خواب ،بیهوشی و مرگ را آشکار میسازد.
به عقیده ی وی مرگ فقط یک تحول است و مرگی برای انسان (قالب مثالی) وجود ندارد .
این کتاب تعریف کم نظیری از روح ، جسم و پریسپری(رابط بین روح و جسم) ارائه می دهد.
درک مکانیسم آفرینش پیش نیازیست برای شناخت دینامیسم آفرینش و در واقع هدف این کتاب رسیدن از جزء به کل است ، که یادآور همان جمله معروف است : از خودشناسی به خداشناسی میوان رسید.
 

مکتب وحدت نوین جهانی
مکتب وحدت نوین جهانی، در سال ۱۳۱۲ در کرمانشاه و توسط سه تن به نام‌های: حشمت‌الله دولتشاهی معروف به حشمت‌السلطان، عطاالله شهاب‌پور، و علی‌اشرف کشاورز بنیان گردیده، و با اعتقاداتی مشتمل بر دو بخش مکتب روحی و تطهیر اخلاقی، و حکمت نوین، فعالیت اجتماعی-دینی خود را آغاز نمود.
الف) مکتب روحی و تطهیر اخلاقی شامل تمرینات روحی روزانهٔ شاگردان مکتب، به منظور بالا بردن قوای روحی و ارتباط ماورائی می‌باشد، و نیز تطهیر اخلاقی به‌صورت نظری و عملی به منظور خوب زیستن و خوب عمل کردن.
ب) حکمت نوین شامل تلفیق دین و دانش و خرافه‌زدائی از آموزه‌های دینی، و نیز پرداختن به تعلیمات عرفانی و اخلاقی ادیان می‌باشد.
بخشی از اعتقادات مکتب از این قرار است:
۱. همهٔ اجزاء عالم، از ذرات تا کهکشان‌ها در تعاملی پیوسته و دائمی با همدیگر قرار داشته و هر یکی از اجزاء در هر کجای این عالم، می‌تواند همچون نبضی باشد برای نشان دادن احوالات کل عالم هستی.
۲. عالم هستی، ظهور خداوند است، و نه مخلوق او. خدا و هستی، یک حقیقت هستند با دو نام. بنابراین تلاش برای شناسائی عالم لایتناهی نیز، خداشناسی نام دارد.
۳. انسانیت نیز، وجودی یکپارچه‌است و همهٔ آدمیان عالم، اجزاء این یکپارچگی بوده و تحت فرمان یک شعور بزرگِ اداره‌کنندهٔ این عالم قرار دارند.
۴. همهٔ ادیان و مذاهب، در پیدایش خود و بدون هیچ تفاوتی، از یک حقیقت واحد بوجود آمده و از این نظر، دارای نسبتی مساوی می‌باشند، و تنها در اثر برخورد با فرهنگ‌ها و جغرافیا و ملل مختلف است که به اشکال مختلفی درآمده‌اند.
 

حشمت‌الله دولتشاهی
حشمت‌الله دولتشاهی ملقب به حشمت‌السلطان نویسنده، فیلسوف متأله و پژوهشگر دینی اهل ایران بود. دولتشاهی از نخستین نواندیشان دینی در ایران بود و نظریه‌پرداز مکتب وحدت نوین جهانی به شمار می‌آمد. دولتشاهی در آثارش نگرشی نوین به دین، علم و متافیزیک عرضه کرد و کوشید تا میان دین و علم مدرن پیوند نوینی برقرار کند. 
حشمت‌الله دولتشاهی در سال ۱۲۸۳ در کرمانشاه در خانواده‌ای از خاندان دولتشاهی قاجار به دنیا آمد. پدرش محمدصادق میرزا نام داشت و از نوادگان محمدعلی‌میرزا دولتشاه بود. او در تأسیس "انجمن تبلیغات اسلامی نور دانش" مشارکت داشت که بعداً به «وحدت نوین اسلامی» و سپس "مکتب وحدت نوین جهانی" تغییر نام داد.حشمت‌الله دولتشاهی نظریه‌پرداز اصلی و نویسندهٔ مهم‌ترین کتاب‌های «مکتب وحدت نوین جهانی» و به همین دلیل از او با نام «رهنمون» یاد می‌شود.دولتشاهی به همراه عطاالله شهاب‌پور و علی‌اشرف کشاورز اعضای بنیانگذار این انجمن‌ها به شمار می‌آیند.او از سال ۱۳۵۲ کلاس‌های «مکتب روحی و تطهیر اخلاقی» را در مرکز تبلیغ و انجلای این انجمن در مکان تالار دیدار وحدتیان در میدان هفت حوض نارمک برگزار می‌کرد.
 

خدا چیست و کدام است؟
(تفسیر آیه نور در سوره نور،۲٤-۲٥)
اَللهُ نُورُ السَمَواتِ وَاْْ لْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَوهٍ 1فِیهَا مِصْبَاحٌ اْلْمِصْبَاحُ فی زُجَاجه اْلزُجَاجه کَأَنَهَا کَوْکَبُ دُرِیُ یُوقَدُ مِن شَجَرَهٍ مُبَارَ‌که زَیْتُونَه لَاشَرْقِیَه وَلاغَرْبِیَه یَکَادُ زَیْْتُهَا یُضِیئیُ‌ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارُ نُورُ عَلَی نَورٍ یَهْدِی اْللهُ لِنُورِهِ مَن یَشَآءُ یَضْرِبُ اْللهُ اْلأَمْثَالَ لِلنَاسِ واْللهُ بِکُلِِ شَیٍ عَلِیمُ .
معنی تحت الفظی: یزدان روشنائی آسمان ها و زمین است. مثل نورش چون بلوری است که در آن چراغی باشد، و چراغ در شیشه ای و شیشه در شیشه دیگرگوئی چون ستاره درخشانی است که از درخت زیتون مبارکی روشن شده که نه شرقی است و نه غربی. زود باشد که روغن آن چراغ روشن نماید هرچند که به آن آتشی نرسیده، نوراست بر نور - یزدان هر کس را خواهد به نور خویش هدایت کند و یزدان برای مردم مثل ها زند و یزدان به هر چیزی دانا است.
تفسیر مختصر تحت اللفظی
روح و پرتو و تراوش او
قل الروح من امر ربی
معنی تحت الفظی : بگو روح امر پرودگار من است.
روح امریست پرتوش عقل است عقل با فکر و علم با اعمال
عقل فکر است و قدرتش علم است جلوه از روح می کند الحال
توضیح: فکر کردن وسیله ای است برای به کارانداختن روح. عقل که پرتو روح است وسیله انجامش فکر است.
قدرت عقل و فکر علم است که تظاهر و تراوش می کند. اگر هر کدام از اینها تنها بود چندان ارزشی نداشت.
عقل تنها، فکر تنها، علم تنها کافی نیست. پس عقل با فکر و علم با عمل جلوه می کند. وقتی اینها باهم مجتمعاً به کار افتادند تجلی می نماید و این جلوه گری اثر روح است.
 

روح چیست؟
اگر می‌پرسید روح چیست عزیزم بگو برق چیست که به رادیو جان داد که صحبت می‌کند؟ از این مثال راحت‌تر و ساده‌تر می خواهید؟
اگر گفتید اصل برق چیست روح را هم می‌توانید بگوئید. حال هرگاه از آن ایستگاه تهران بروید و ایستگاه مشهد را بگیرید حرف می‌زند، هر وقت تمام شد مطلب را می‌خوابانید خاموش می‌شود و به کلی می‌میرد دیگر هیچ اثری ندارد. کالبدی است در آنجا افتاده.
 

آیا روح می میرد؟
بگو ای عزیز حالا که این رادیو اینجا افتاده و مرده و روح در او نیست آیا برق هم دیگر وجود ندارد؟ آیا برق در عالم مرد؟ اگر برق در عالم مرد روح هم مرد. اگر برق هست ولی رادیو مرده پس روح هم هست ولی آدمی مرده است.
البته این که مرده گوئیم مقصود لفظ است نه این که از بین رفته باشد. هیچ چیز در عالم از بین نمی‌رود و جسد آدمی هم پس از مرگ تحول پیدا می‌کند ولی ذره‌ای از آن از بین نخواهد رفت.
 

جواب دانشمندان مادی
می‌گویند علمای امروز به تحقیق پیدا کرده‌اند اگر رگ معینی را از بدن شخصی بردارند دیگر قادر به انجام عمل مربوط نخواهد بود زیرا اجزاء و ذرات و سلول های آن حس را از کار انداخته‌اند دیگر نمی‌تواند کار و عمل کند و از روی این تجربه استدلال کرده‌اند که روحی در بین نیست.
بگو ای عزیز همین امر دلیل ثبوت روح است. تو آن آلتی راکه روح باید از آن استفاده نماید خراب کرده‌ای ودیگرنمی‌تواند با آن کارکند چنانکه در رادیو اگر آلتی را برداشتید دیگر رادیو قادر نیست عمل خود را درست انجام دهد.
 

عدم تساوی در خلقت و علت حقیقی آن
این که اخلاق و روحیه را متفاوت می‌بینید به جهات فوق است.
حال دانستی علت عدم تساوی در عامل خلقت چیست؟ ماشین بدن که در اخـتیار روح گذارده شده با هم تفاوت دارد، کوچک و بزرگ و قوی و ضعیف است. روح با آن به همان اندازه که هست کار می‌کند و بیشتر از آن نمی‌تواند با آن عمل نماید.
این است که اشخاص در زندگی حدود عملشان با یک دیگر فرق دارد و هر کسی راه و روش زندگی خود را به یک شیوه می‌سازد که با دیگری متفاوت است و تجاوز از آن نمی‌تواند بکند مگر با تمرین آن حس بخصوص چنانکه در آخر مقاله گفته می‌شود.
پس در این عالم تساوی کامل میسر نیست و این بحث علیحده‌ای است که بعدها مورد بررسی قرار می‌گیرد ولی اصل مطلب همین است که گفته شد.
(فراموش نشود که در عالم لایتناهی عدالت و تساوی کاملاً برقرار است )
 

حواس مختلفه
در مقاله مکانیسم آفرینش گفته شد حواس مختلف بشر هر کدام در مغز او آلت و محل های بخصوصی دارند که اگر آن محل‌ها خراب و فاسد شود انجام عمل حس مزبور مختل می‌گردد. این حواس زیاد است که به عقیده ما فعلاً دانستن ٢١ حس آن برای اطلاع کافی است و آن هم با اختصار کامل بیان می‌شود.
حواس همه با یکدیگر مربوطند. محل تمام آنها در مغز است و برخی از آنها با بعضی از نقاط بدن مربوط و هر کدام به قسمت بخصوصی از بدن بیشتر تسلط دارند.
سابقاً برخی از این حواس ٢١ گانه را جزء حس و برخی دیگر را جزء مختصات روح و بعضی را از علائم و آثار نفس و این قبیل نام گذاری ها به شمار می‌آوردند و از وجود برخی دیگر اطلاع نداشتند. اینک حواس بشر را به ترتیب بیان کرده و خصوصیات و شعب و فروع هر یک را به طور اختصار تا آنجا که مقدور است می‌گویم.
حواس ٢١ گانه عبارتند از:
١ -حس عشق و محبت و جذبه ٢ -حس شناسایی به عالم لایتناهی ٣ -حس ذائقه ٤-حس تفکر ٥-حس شامه 6 -حس ناطقه -٧ حس اختیار و اراده-٨ حس قدرت و توانایی و اجراء
-9 حس تخیل 10 -حس وجدان و مسئولیت١١ -حس حافظه12 -حس شنوایی ١٣ -حس الهام ١٤ -حس روشن ‌بینی ١٥ -حس بینایی16 -حس تعادل ١٧ -حس عکس ‌العمل و دفاع
١٨ -حس شهوت ١٩-حس لامسه 20 -حس خستگی و خواب و رؤیا ٢١ -حس مغناطیس.
 

تقسیم بندی کلی حواس
برای فهم آن را به دو قسمت نسبی و قراردادی بشر ١ و ٢تقسیم می‌کنیم: دسته اول هفت حس است که آنان را حواس آشکار نامیم و دسته دوم ١٤حس است و آنها را حواس پنهان خوانیم، حواس آشکار آن است که آلت خارجی آن ظاهر باشد و با چشم دیده شود. حواس پنهان آن است که آلت آن را با چشم نتوان دیدن.
البته مشاهده آلت حواس پنهان نیز میسر است به این طریق که مغز را جراحی کرده و محل آن را پیدا می‌کنند. همانطور که در یک گیاه برگ و گل و ساقه ظاهراً پیدا است و ریشه را هم می‌توان پس از برطرف کردن خاک پیدا کرد و دید آلت حواس آشکار و پنهان نیز قابل رویت و تماشا است.
تقسیم‌بندی حواس به آشکار و پنهان دلیل بر این نیست که حواس آشکار قسمت پنهان و حواس پنهان قسمت آشکار نداشته باشد. حواس آشکار چنانکه بیان شد علاوه بر آن آلات ظاهری که دیده می‌شود در مغز بلکه در تمام اعصاب نیز محل و آلت بخصوص دارند که به وسیله آنها انسان حس را درک می‌کند. برعکس حواس پنهان قسمت آشکاری دارند و آن همانا اعمال ظاهری است که از آن حواس به ظهور می‌رسد.
 

جسم و روح و پریسپری
می پرسم چرا بشر وجود انسانی را به سه قسمت « قراردادی و نسبی برای فهم خود » تقسیم کرده و جسم و روح وپریسپری گفته اند درحالیکه می توان فقط روح و جسم گفت. وجود پریسپری را از قدیم اعتراف داشته اند و دانشمندان سلف هم معترف شده اند و قرآن واحادیث مذهبی هم آن را تأییدکرده وعلم امروز نیز بوجود آن اعتراف نموده است. پس ما فعلاً آن را قبول می کنیم سپس درباره آن به تفکر می پردازیم یعنی با همان نیروی امر پروردگار که یزدان به امر و مشیت خود در بشر قرار داده این مطلب را حل و ثابت می نماییم. چون خود شما وجود آن را قبول دارید بدیهی است که بحثی در وجود یا نبودن آن با شما نیست.
 

نیروی سوم
پس به حکم اجبار ناچاریم یک نیروی سوم یا قدرت ثالثی قائل شویم که نه جسم است نه روح و این همان قالب مثالی است که درحال خواب یا بیهوشی طبیعی یا مصنوعی به همراه انسان هست و رابط بین روح و جسم است.
آری برادر عزیز به حکم اجبار و به دلیل محکم وجود پریسپری ثابت و معلوم گردید که چیست و دانستیم که در حال خواب و بیهوشی در بدن باقی می ماند.
 

حدود مغز و فکر ما کدام است؟
 به عقیده برخی از دانشمندان عادی ترین افراد مردم درتمام مدت عمرخود جز مقـدار مختصری از قوای خود را به کارنمی اندازد. این مدعیات بر روی چه دلایلی متکی است؟ اولاً ما دلایل شگفت انگیزی به دست آورده ایم که طبق آن می دانیم فکر وقتی که ورزش مناسب کند چه کارهایی می تواند انجام دهد .دوما ذخیره های فکری وجود دارد که جز در مواقع استثنایی به آنها رجوع نمی کنیم. کمتر کسانی هستند که چیزهایی را که در نظر آنها مهم است با اشکال حفظ نمایند.
علم هنوز جز مقدار ناچیزی درباره اصل ماهیت و امکانات فکری انسان نمی داند. خود مغز که آن را آلت هوش می نامند یک سرزمین بزرگ غیر مکشوفه است.

 

صفحه نخست دعوت روشنفکران حشمت السلطان دولتشاهی تمنا از بزرگ یزدان مقتدر دانا نکاتی مهمی که در تدوین این کتاب به کار رفته است آگاهی خدا چیست و کدام است؟ دیباچه تکمیل دیباچه مکانیسم آفرینش حواس مختلفه دسته اول - حواس آشکار دسته دوم - حواس پنهان نکات متفرقه راجع به حواس تمرین تلپاتی Telepathie ( انتقال فکر یا الهام ) 63- روح و رویا حل مشکل خواب ( جواب سوال آقای عباسعلی محمودی )[note]نقل از شماره ۱۹ سال پنجم مجله نور دانش[/note] 68- درباره مشکلات خواب 69- در پیرامون جواب 70- احتیاج به چیزهای خوب 71- چگونگی قبول و رد 72- فهم و ادارک 73- آیه و حدیث 74- مفهوم بر عکس است 75- تعارض حدیث و آیه 76- خودشناسی 77- تجزیه خود 78- غیر از جسم چه داریم؟ 79- این تفاوت از چیست؟ 80- بررسی روح 81- مرگ این است 82- هوا را هم می توان دید 83- حقیقت روح 84- امر رب 85- خدا را شناختم 86- رابطه روح و هوا 87- روی این مطلب فکر کنید 88- جواب ایراد 89- جسم و روح و پریسپری 90- خواب و مرگ 91- بی حسی یعنی چه 92- عقل حکم می کند 93- در حال خواب چه می شود؟ 94- نیروی سوم 95- فرق دیگر بین خواب و بیهوشی و مرگ 96- مثل کتاب 97- قرب و بعد روحی 98- خاتمه 99- درپیرامون روح و رویا (به قلم آقای محمد علی صمیمی) 100- مقدمه 101- ورود در موضوع 102- آخرین مکتب 103- امکان اشتباه 104- صحیح یا غلط 105- نخست بررسی سه بعد 106- متر میزان نیست 107- صحبت در مقدار نیست 108- میزان به هم خورد 109- بعد اشیاء در تغییرند 110- مثال دیگر 111- میزان ثابت کدام است؟ 112- تغییر کلی و جزئی 113- نه در اصل عالم و نه در دنیای ما 114- نتیجه و اقرار 115- تزلزل در امری که ثابت می پنداشتند 116- ثابت کننده غیر ثابت 117- بعد زمان 118- کلمه بی معنی 119- کجا است؟ 120- زمان قراردادی 121- غیر ثابت ثابت کننده نیست 122- آلت فرض زمان متغیر است 123- فکر تغییر می کند 124- بعد چهارم واقعی کدام است؟ 125- پرده ها برداشته می شود 126- بعد تخریبی 127- ترقی فکر بشر 128- مقایسه دهاتی با دانشمند و دانشمند با روشن بین 129- حواس کدام است 130- شکافتن حدود 131- یک دلیل روشن 132- موضوع تکامل 133- ترقی حواس 134- حوادث به هم پیوسته 135- شب و روز و فصول 136- مثال شب و روز 137- سنجش شب و روز 138- مثال دیگر 139- ورزش حواس 140- اثر ورزش 141- حس 12 چیست؟ 142- حس روشن بینی 143- ضعف حواس 144- تمرین حس روشن بینی 145- وجود حواس طبیعی است 146- تصادف و غفلت 147- دیدن گذشته و آینده 148- حدود روشن بینی 149- فرق خواب و بیداری 150- تغییرات جهان 151- جهان مترقی فردا 152- صراط مستقیم 153- خاتمه و رفع اشتباه 154- آیا روح هم می میرد؟ 167- حدود مغز و فکر ما کدام است؟ از مغز خود چه می دانید چند پرسش از برادران و پاسخ آنها ملحقات چاپ سوم شرح مختصر فصول و مباحث کتاب دینامیسم آفرینش سپاسگزارم یادگاری است که در اوایل سال 1347 در کرمانشاه گرفته شده است خواننده گرامی